شیطنت عشق
حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که روی آن " هــا " کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم و وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم و
درباره وبلاگ


نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_______________@@@@@___
_@@@@@@@@@@@@@@___
_@@@@@@@@@@@@@@___
_________________________
_________@@@@@@@_______
_____@@@@@@@@@@@______
___@@@@@______@@@@@_____
__@@@@@_________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@___
_@@@@@___________@@@@@___
_@@@@@___________@@@@@___
__@@@@@_________@@@@@____
___@@@@@______@@@@@_____
______@@@@@@@@@@@_____
_________@@@@@@@________
_______________________________
_@@@@@____________@@@@@_
__@@@@@__________@@@@@__
___@@@@@________@@@@@__
____@@@@@______@@@@@__
_____@@@@@____@@@@@__
______@@@@@__@@@@@__
_______@@@@@@@@@@__
________@@@@@@@@@__
_________@@@@@@@@__
__________@@@@@@@__
___________@@@@@@__
__________________________
___@@@@@@@@@@@@@___
___@@@@@@@@@@@@@___
________________@@@@@___
________________@@@@@___
________________@@@@@___
___@@@@@@@@@@@@@___
___@@@@@@@@@@@@@___
________________@@@@@___
________________@@@@@___
________________@@@@@___
___@@@@@@@@@@@@@___
___@@@@@@@@@@@@@___
دخـــــــــــــــــــــــتری
که تمام دغدغه اش
ست کردن رنــگ لـباس و رژ لبش می باشد
چه می داند از درد های یک مرد…

مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
نظرسنجی
عاشقی؟؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 16 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
  عطــرهای گــرون قیمت رو ول کن و ادم.باید بوی آدمیت بده
 باید بوی اعتماد بده ...




نوع مطلب : دست نوشته، عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 22 دی 1391 :: نویسنده : علی

من کیم؟ کسی میدونه؟ من همون دیوونه ایم که هیچ وقت عوض نمیشه. همونی که همه باهاش خوشحالن اماکسی باهاش نمی مونه. همونی که هق هق همه روبه جون دل گوش میده اماخودش بغضاش روزیربالش میترکونه. همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اماهمه ناراحتش میکنن. همونی که تکیه گاه خوبیه اماواسش تکیه گاهی نیست. همونی که کلی حرف داره اماهمیشه ساکته. اره

من همونم.





نوع مطلب : عکس، اس ام اس، شعر، دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خاطرت هست؟
وقتی مرا به رقص بوسه دعوت کردی
انگشتانت لحظه های بی دریغ زخم مرا را آرشه می کشید...


از پرچین شکسته ی انتظار
فصل هق هق هجرت و تکرار را نشانم دادی...


کوله راه آوارگی ام را بر پشت گرفتی
و با یک بند بغض بی آبرو
گریه هایت را بدرقه چشمانم کردی...


از مسیر بابونه های وحشی راه سپیده را نشانم دادی
و خود درامتداد آینه
تصویر دلتنگی هایم شدی...


اینجا کسی ندید لب های بی کلام من از تمرین نگاهت عقب افتاده است...
ندید من در افق بوته ها
تو را در خواب نیلوفران به کلمه تعبیر کردم و شاعر شدم..


این مخاطبان غایب شعر من
مرا عاصی یک نگاه لقب دادند...


همانها که آسمان را پشت پنجره تمرین کرده اند
و هیچگاه از قنوت خیال و نماز اشک من کوچه هایش را یاد نگرفتند...


همانها که مرا در تبسم اندوه جدی نگرفتند...
همانها که شبنم های پر از ایما و اشاره را


در صبح اندیشه گناه ما ننوشیدند...
تو از باران نیمه شب می آیی....


طلوع سپیده را بر این عاصی ِ" نگاه دزدیده" یاد آوری کن...


هر چه سنگ خالص مطرود راهی ما کردند
سهم دلمان می کنیم و
شبی در بطن یک پروانه
دلتنگی ها را تمام می کنیم...........

 





نوع مطلب : دست نوشته، عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : علی
نثر عاشقانه  زیبایی از " حسین رستمی زاده "  که امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید


وقتی که رفتی .
ندیدی نگاهم را .
که با اشک تزیین کردم آنرا برایت .
و قلبم را سجاده نماز عشقت کردم .
آری رفتی !!!
و قلب من در هوای سرخ دلدادگیت از پرواز ایستاد .
با احساس سردت !
خون درون رگ هایم یخ زد .
و بغضی که بر گلو نشانده بودم باز شد .
آری رفتی !!!
ولی هرگز ندانستی با رفتنت .
بهار دلم خزان شد .
و در خزان دلم رود اشک جاری .
گل عشقت با آب شور دیدگانم پژمرد .
و امید در هاله ایی از ناامیدی گم شد .
آری رفتی !!!
ولی من ماندم با خاطرات خوب گذشته .
خاطراتی از جنس احساس .
که با یاد تو آنرا تزیین کردم .
و پایان این عشق ناکام را .
با مهری که از لبانت ساختم .
ممهور کردم و آنرا به دست سرنوشت سپردم .
آری رفتی !!!
رفتنی که بازگشتی در آن نبود .
اما من بازگشتم .
به خاطرات .
و اندوهی بر دل .
و بارانی شدید در هوای نمناک چشمانم .
و مه ایی غلیظ پایین ریخته در قلبم .
و سکوتی که هرگز نشکست .
و ...
آری رفتی !!!

 





نوع مطلب : عکس، دست نوشته، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : علی

حالم را پرسیدند گفتم رو به راهم!

نمیدانند رو به راهی هستم که تو رفته ای...!!
"





نوع مطلب : عکس، دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : علی

✗✖ ✘❤ ❥ L....O....V....E❤ ❥ ✗✖ ✘

 

دوستت دارم هدیه ایست که هرقلبی فهم گرفتنش رونداره

قیمتی داره که هرکسی توان پرداختشو نداره

جمله کوتاهیست که هرکسی لیاقت شنیدنش رونداره





نوع مطلب : عکس، دست نوشته، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 25 شهریور 1391 :: نویسنده : علی
گل عشق را در دست میگیرم و هی زیر لب زمزمه میکنم دوسم داره دوسم نداره… با ترس تک تک گلبرگهارا یواش یواش میکنم و همچنان زمزمه میکنم… برای ادامه دادن مردد هستم ولی نه! میترسم! چشمهایم را بسته نیت میکنم”دوسم داره” و همه ی گلبرگ ها رو یهو میکنم


♥…♥…♥…♥….♥….♥…♥….♥…♥…♥

 

حرفهای زیادی بلد نیستم . . . من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم . . . کودکانه تر از آنچه فکر کنی



♥…♥…♥…♥….♥….♥…♥….♥…♥…♥

 

کیسه کوچک چای تمام عمر دلباخته لیوان شد ولی هربار که حرف دلش را می زد صدایش توی آب جوش می سوخت کیسه کوچک چای با یک تکه نخ رفت ته لیوان حرف دلش را آهسته گفت: لیوان سرخ شد

 

♥…♥…♥…♥….♥….♥…♥….♥…♥…♥

 

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!

 

♥…♥…♥…♥….♥….♥…♥….♥…♥…♥





نوع مطلب : دست نوشته، شعر، عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 25 شهریور 1391 :: نویسنده : علی

 

 

امروز برای شما متن های  ادبی و عاشقانه زیبایی  همراه با عکسهای عاشقانه

بسیارزیبایی را آماده کرده ام که امیدوارم از خواندنش لذت ببرید

 


باورم نیست که دوباره بی رحمانه هجوم اورده ای به تمام شوق‌های من،به هر چه از تو در خویش بارور ساخته ام،به عشق تمام این روز هایی که پا به پایت آمده‌ام و باز هم دارم می‌آیم...!چگونه ممکن است چشمانت نبینند تمام خواستن‌هایم را،تمام بودن‌هایم را،،،،؟!من دارم از حقیقت عشق برایت سخن میگویم،روشن تر از هر باوری،هر روز هزاران کلمه را کنار‌ هم قطار می‌کنم و فریاد میزنم دوستت دارم......حقیقت آشکار عشق..؟!!!من چه کسی‌ هستم به راستی‌؟ تنها بیگانه ای که از فرسنگ‌ها فاصله بی قراری میکند؟و یا شاید دیوانه ای که تمام ساعت‌هایش را به وقت تو تنظیم کرده که از دیدار نگاهت جا نماند...!نه،دیگر باور ندارم....وقتی‌ گناهی‌ نیست، حمله‌های بی امان را نمی‌فهمم!!!!!!
 
 
خودم را دوست میدارم....اما،بیش از خودم این تویی که از من پیشی‌ گرفته ای....تو را به حرمت تمام لحظه هأیی که پاک یافتمت،به حرمت چشمهایت که راهنما شدند بر تاریکی‌ شبهایم،به حرمت همیشه بودن هایت که قراراست برای این دل بی قرار،تو را به حرمت هرچه خوبی‌ که با تو تولد یافته دوست میدارم....تو را دوست میدارم به خاطر تنها خودت،همه آنچه که هستی‌،و تمام امید هایی که از لبخندت جاری میشود و این روز‌ها شده،باور تمام لحظه‌های من،دوست میدارم...تو را دوست میدارم،چون که خدا دوست میدارد حجم همه بودن هایت را،همه حضورت را..... تو را دوست میدارم،چون تو،خود دوست داشتنی مهربانم.....و اما من،خودم را دوست میدارم، چون آنقدر مومنانه به انتظار نشستم،تا خدا در انتها،تو را با نگاه من آشنا کرد!!!
 
 
 
خوب من باز هم منم،همان که تمام لحظه‌هایش نشسته و دارد تو را از دور می‌نگرد....بیا حرف بزنیم،درد و دل کنیم و شاید کمی‌ اشک برای دلتنگی‌‌هایمان بدک نباشد....اغوش گسترده‌ام که شانه‌هایم پناه گریه هایت باشد،پس تا میخواهی‌ سیر گریه کن،آنقدر که گذشته‌ها را از دلت پاک کنی‌،آنقدر که دیگر دلت،تنگه یار رفته نباشد....آرام که شدی،جام‌هایمان را لبریز می‌کنیم،و مینوشیم به سلامتی تولد دوباره ات،آنقدر مینوشیم که مست شویم،بعد،بلند بلند به عاشقی‌ها میخندیم....در اوج خنده هامان،بوسه بارانت می‌کنم،و یواشکی فدای صدای خنده هایت میشوم....خوب من!بیا گذشته‌ها را،در گذشته بگذاریم،او‌ رفته،اما من آمده‌ام درست مثل آینده....
 
 
 
اه زندگی‌،زندگی‌...چقدر دلم برای تو تنگ میشود این روز ها...دیگر معنای‌ لحظه‌ها را نمی‌فهمم،که چگونه باید نباشم،وقتی‌ که هستم...!وقتی‌ که هنوز هم در نفس‌هایم تو جاری هستی‌،ببین!دارم تو را نفس میکشم..!اه زندگی‌!این روز‌ها دلتنگت که میشوم،تنها به حجم خوابهایم فرو میروم،شاید رویایت را دوباره ببینم....!!!
 
 
 
من مانده ام این جا،درست در میان لحظه هایی که هر گاه قدم به هوایش میگذارم تنها آغوش توست،نفس‌های تو....من مانده‌ام این جا و دلم چله گرفته که زین پس با نبودن هایت چه کند...من مانده‌ام این جا و پشیمانیست که هر لحظه از نگاهم میبارد،پشیمان از تو را گم کردن،تو را نفهمیدن....بیا باور کن خوب من!به جان تو که می‌خواهم دنیا جز برای تو نباشد،من صادقانه عاشقت بودم،هر چه را نمی‌دانستم تنها کودکی بود،دلم ناز کشیدن می‌خواست شاید....تو رفتی‌ و من ماندم،و هنوز هم نمیدانی چه غربت سختیست برای آنان که میمانند...!تو رفتی‌،من غریب شدم!




نوع مطلب : عکس، دست نوشته، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : علی

اول باید تشکر کنم که همتون نظر دادین.اولیا پست دست نوشترو هم قرار میدم

د.

داشتن تو حتی لحظه ای به تمام عمر بی کسی من می ارزد

همچون دیوانه ای که لحظه داشتن را در تمام رویاهایش باور دارد

 

و.

وابسته تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من

 حیات می بخشد

 

س

سر سپرده برق نگاه توام لحظه ای که مرا در اغوشت مهمان کنی

 

ت.

تک سناره شبهای بی فانوسم شدی

روزی که از خدا نکه ای نور طلب کردم

 

د.

دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا

 

آ.

آرام دل بی قرارو عاشقم در چشمان تو موج میزند

وقتی به دریای نارآم اشکهایم مینگری

 

ر.

رازه مرگ دلتنگی هایم روزی است که دستان سرد تو پناه

دستان سردو بی نصیبم باشد

 

م.

مهتاب میسوزد تا ابد در آتش عشقت

که درد را به جان خربده است در بازار عاشقی

 

 





نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic